1393-10-11|23:45 فروغ ... !

asemon
[کاربر فعال]
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم ، خنده به لب ، خونین دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل

( فروغ فرخزاد )
==========================
===================
============
====
این شعر رو همینطوری انتخاب نکردم !!!
راستش می خواستم نظر دوستان رو درباره ی فروغ فرخزاد بدونم ؛

چیزی که در حال حاضر در مورد فروغ فرخزاد فکر می کنید چیه ؟
چطور آدمی بوده ؟

تعداد پستها:350
امتیاز:623
علایق:

چه کنم !
بی خیال است ، او که همه ی خیال من است !
کسانی که صلوات فرستادند:

1393-10-12|14:51

razavi
[کاربر فعال]
سلام فقط میدونم یک شاعر بودن
اگر مطلبی ازشون دارین بزارین
از گرایشاتشون هم اگر اطلاع دارین بنویسید.
razavi
تعداد پستها:214
امتیاز:463
علایق:



کسانی که برای این مطلب صلوات فرستادند: asemon,

1393-10-12|21:27

asemon
[کاربر فعال]
شاید خیلی ها از بعضی شعر های فروغ فرخزاد خوششون نیاد !
چون اشعارش خیلی نا امیدانه و به قول معروف عریانه !
و یا شاید به خاطر اینکه خیلی ها برای اعتراض به نظام اسلامی از اشعار فرخزاد استفاده می کنند .
و خیلی از منافقین و جبهه دشمن فروغ رو در طرف خودشون نشون میدن !

اما شاید اشتباه فکر می کردیم !!!!
این سخنان رهبر رو بخونید :
================
آن‌جایی که به مسائل دل و عواطف و اینها میپردازید، حدّ نگه دارید؛ یعنی آن حالت عفاف و حجاب را حفظ کنید. این را بدانید شعری که آن وقت فروغ فرّخزاد میگفت، در دنیای روشنفکرىِ آن زمان هم کسی قبول نداشت. خب، ما با اینها مواجه بودیم، روبه‌رو بودیم؛ همین‌هایی که شب توی قهوه‌خانه‌ها و کافه‌های تهران مینشستند و عرق‌خوری میکردند و آنها را از مستی روی دوش میکشیدند می‌بردندشان خانه، چون نمیتوانستند بروند، همانها هم معتقد نبودند که شعرِ باز و عریان - مثل بعضی از شعرهای فروغ فرّخزاد - باید گفته شود. این در حالی بود که آن زمان، فرهنگ، فرهنگ دیگری بود؛ اصلاً زمانه، زمانه‌ی واقعیّات تلخ و زشت و مستهجنی بود که حالا گوشه‌ای از آن هم در شعر بعضی از شعرای آن روز خودش را نشان داده بود. من اسمی از بعضی شعرای زنِ دیگر نمیآورم؛ چون فروغ فرّخزاد اولاً مُرد، ثانیاً به اعتقاد من عاقبت بخیر هم شد. بعضیهای دیگر نه، عاقبت به‌خیر نشدند و نخواهند شد؛ لذا به آنها اشاره‌ای نمیکنم و از آنها اسم نمیآورم.
دیدار با شاعران 3/6/89


حالا چی فکر می کنید ؟
asemon
تعداد پستها:350
امتیاز:623
علایق:

چه کنم !
بی خیال است ، او که همه ی خیال من است !
کسانی که برای این مطلب صلوات فرستادند: atena,

1393-10-12|21:32

asemon
[کاربر فعال]
پشت شیشه برف می بارد
پشت شیشه برف می بارد
در سکوت سینه ام دستی
دانه اندوه می کارد

==============================

تا نهان سازم از تو بار دگر
راز این خاطر پریشان را
می کشم بر نگاه ناز آلود
نرم و سنگین حجاب مژگان را
دل گرفتار خواهش جانسوز
از خدا راه چاره می جویم
پارساوار در برابر تو
سخن از زهد و توبه می گویم

asemon
تعداد پستها:350
امتیاز:623
علایق:

چه کنم !
بی خیال است ، او که همه ی خیال من است !
کسانی که برای این مطلب صلوات فرستادند:

1393-10-13|18:35

SETAYESH
[کاربر دائمی Pnuc]


SETAYESH
تعداد پستها:2625
امتیاز:3407
علایق:

کسانی که برای این مطلب صلوات فرستادند: asemon,
[1]